حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

492

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

و اين فتح بزرگ كه وهن عظيمى بشوكت هولاگو بود در تاريخ اهميّت بسيار دارد چه در حقيقت از اين تاريخ ديگر راه مصر و ممالك اسلامى افريقا و عربستان بر روى مغول بسته شد و بعدها هم هرچه در راه نيل به اين مقصود كوشش كردند بنتيجه‌اى نرسيدند . هولاگو كه در اين تاريخ در مغولستان بود از شنيدن خبر قتل كيتو بسيار متأسف و خشمناك شد و درصدد انتقام‌خواهى برآمد ليكن بعلّت حركت بركاى پسر جوجى و برادر باتو پادشاه دشت قبچاق به طرف ايران ناچار بجنگ او رفت و بركاى را در نزديكى دربند قفقاز مغلوب و پسر خود اباقا را روانهء دشت قبچاق نمود . بركاى در تاريخ 661 در شمال قفقاز اباقا را شكست داد و هولاگو بار ديگر مجبور شد كه در آذربايجان بماند تا براى دفع بركاى و تلافى مغلوبيّت اباقا تهيّه ببيند ولى پيش از انجام اين قصد در 19 ربيع الاوّل 663 در كنار نهر جيغاتو در آذربايجان جان سپرد و او را كه بيش از 48 سال نداشت در نزديكى دهخوارقان دفن كردند . در موقعى كه هولاگو بتهيّهء لشكركشى بدشت قبچاق مشغول بود خبر جلوس قوبيلاى بتخت قاآنى بجاى منگو قاآن و تفويض سلطنت ممالك بين شطّ جيحون و مصر از طرف او بهولاگو رسيد . هولاگو هم فرمانروائى اين ممالك را بين پسران و امراى خويش تقسيم نمود از آن جمله حكومت عراق و خراسان و مازندران را بپسر بزرگتر خود اباقا يا ابقا داد ، فارس را بامير انكيانو ممدوح شيخ سعدى ، ممالك روم را به معين الدّين پروانه ، ارّان و آذربايجان را بپسر كوچكتر و الجزيره را هم بيكى از امراى خود سپرد . حكومت بغداد را از سال 657 هولاگو در عهدهء شمس الدّين محمد جوينى گذاشته بود و چون در حين حركت بجنگ بركاى بر وزير سابق خود متغيّر شد و او را كشت خواجه شمس الدّين را با لقب صاحبديوانى بوزيرى برگزيد و بغداد را ببرادرش علاء الدين عطاملك واگذاشت . هولاگو يكى از خوانين عمارت دوست مغول است و در حدود مراغه و درياچهء